دیالوگ های ماندگار

[ فیلم و کتاب ]

58

پیرمرد: «دلت گرفته، آره؟ دل همه می‏گیره، دل داشته باشی می‏گیره دیگه... یا رفیق من لارفیق له... ای رفیق کسی که...»
سرباز: «رفیقی نداره...»
پیرمرد: «توئم قشنگیا... از خودی... خب حالا می‏خوای یه راهی بهت یاد بدم دلت وا بشه؟ توئم چشماتو ببند... دِ ببند دیگه... خب، چی می‏بینی؟»
سرباز: «هیچکس.»
پیرمرد: «هیچکس... خب هیچکس قشنگه دیگه... هیچکس همه کسه، همه کس هیچکسه. حالت خوب شد؟»

عنوان فیلم: [یک تکه نان - 1383]
کارگردان: [کمال تبریزی]
نویسنده: [محمدرضا گوهری]

+ کوتلاس ; ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۳/۱٦
comment نظرات ()