دیالوگ های ماندگار

[ فیلم و کتاب ]

59

دکتر سپید بخت: «من فکر می‏کردم این ماییم که بی اعتقادیم... ولی نسل شما واقعاً دست همه ما رو از پشت بسته.»
مژگان: «وقتی آینده‏ای نداری مثل اینه که خونه‏تو روی آب بسازی... ما یاد گرفتیم شناگرای خوبی باشیم.»

عنوان فیلم: [خانه ای روی آب - 1380]
کارگردان: [بهمن فرمان آرا]
نویسنده: [بهمن فرمان آرا]

+ کوتلاس ; ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۳/٢۳
comment نظرات ()

58

پیرمرد: «دلت گرفته، آره؟ دل همه می‏گیره، دل داشته باشی می‏گیره دیگه... یا رفیق من لارفیق له... ای رفیق کسی که...»
سرباز: «رفیقی نداره...»
پیرمرد: «توئم قشنگیا... از خودی... خب حالا می‏خوای یه راهی بهت یاد بدم دلت وا بشه؟ توئم چشماتو ببند... دِ ببند دیگه... خب، چی می‏بینی؟»
سرباز: «هیچکس.»
پیرمرد: «هیچکس... خب هیچکس قشنگه دیگه... هیچکس همه کسه، همه کس هیچکسه. حالت خوب شد؟»

عنوان فیلم: [یک تکه نان - 1383]
کارگردان: [کمال تبریزی]
نویسنده: [محمدرضا گوهری]

+ کوتلاس ; ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۳/۱٦
comment نظرات ()

57

فرانک: «دوست داری "تانگو" یاد بگیری دانا؟»
دانا: «همین الان؟»
فرانک: «من در خدمتم. کاملاً رایگان. چی میگی؟ چی میگی؟»
دانا:
«اوه... فکر می‏کنم کمی بترسم.»
فرانک: «از چی؟»
دانا: «از اینکه اشتباهی پیش بیاد.»
فرانک: «توی تانگو هیچ اشتباهی وجود نداره، مثل زندگی نیست، راحته؛ همینه که تانگو رو اینقدر عالی کرده. اگه اشتباهی کردی، اگه کاملاً درهم برهمم شدی، فقط همونجوری ادامه بده. چرا نمی‏خوای امتحان کنی؟ می‏خوای امتحانش کنی؟»
دانا: «بسیار خب... یه امتحانی می‏کنم.»

Film Title: [Scent Of A Woman - 1992]
Director: [Martin Brest]
Writer: [Giovanni Arpino, Bo Goldman]

+ کوتلاس ; ۳:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۳/٩
comment نظرات ()

56

 

آلفرد: «کاملاً سقوط کردیم، اینطور نیست ارباب بروس؟»
توماس وین: «و چرا ما سقوط می‏کنیم، بروس؟ بخاطر اینکه یاد بگیریم چطوری خودمونو بکشیم بالا.»

Film Title: [Batman Begins - 2005]
Director: [Christopher Nolan]
writer: [Bob Kane, David S. Goyer]

+ کوتلاس ; ۸:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۳/٢
comment نظرات ()