دیالوگ های ماندگار

[ فیلم و کتاب ]

25

گوئیدو: «من خوشبخت نیستم عالیجناب.»
کاردینال: «چرا باید باشی؟ این وظیفهٔ تو نیست که خوشبخت باشی. اصلاً کی بهت گفته که ما به این دنیا میایم تا خوشبخت باشیم؟»

Film Title: [8½ - 1963]
Director: [Federico Fellini]
Writer: [Federico Fellini]

+ کوتلاس ; ٩:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢٧
comment نظرات ()

24

اندی: «می‏دونی مکزیکی‌ها در مورد اقیانوس آرام چی میگن؟»
رِد: «نه.»
اندی: «میگن هیچ خاطره‏ای نداره. این دقیقاً همون جاییه که من می‏خوام بقیهٔ عمرمو اونجا زندگی کنم. یه جای گرم که هیچ خاطره‌ای نداره.»

Film Title: [The Shawshank Redemption - 1994]
Director: [Frank Darabont]
Writer: [Stephen King]

+ کوتلاس ; ٢:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢۱
comment نظرات ()

23

تاکو: «خدا با ماست، چون از یانکی‌ها متنفره.»
بلوندی: «خدا با ما نیست، چون از احمق‌ها هم متنفره.»

Film Title: [The Good, The Bad And The Ugly - 1966]
Director: [Sergio Leone]
Writer: [Luciano Vincenzoni]

+ کوتلاس ; ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱۳
comment نظرات ()

22

نوه: «صبر کن، صبر کن بابابزرگ، تو قصّه رو اشتباهی خوندی. دختره با هامپردینک ازدواج نکرد، با وستلی ازدواج کرد. من مطمئنم؛ بعد از اون همه کاری که وستلی براش کرد اگه باهاش ازدواج نکنه عادلانه نیست.»
بابابزرگ: «خب کی گفته زندگی عادلانه‏ست؟ کجا اینو نوشتن؟ زندگی همیشه هم عادلانه نیست.»

Film Title: [The Princess Bride - 1987]
Director: [Rob Reiner]
Writer: [Wiliam Goldman]

+ کوتلاس ; ۱:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٧
comment نظرات ()