دیالوگ های ماندگار

[ فیلم و کتاب ]

5

کلاه قرمزی: «معذرت از ته دل.»
آقای مجری: «چرا نمیری خونه؟»
کلاه قرمزی: «آخه... دلم تنگ میشه...»
آقای مجری: «تنهایی؟»
کلاه قرمزی: «اِهنین.»
آقای مجری: «منم تنهام، همه فکر می‏کنن فامیل من شهرستانن؛ یعنی خودم اینجوری گفتم. ولی من هیشکیو ندارم، عین تو...»
کلاه قرمزی: «کاشکی من دایناسورت بودم.»

عنوان فیلم: [کلاه قرمزی و پسرخاله - 1373]
کارگردان: [ایرج طهماسب]
نویسنده: [حمید جبلی، ایرج طهماسب]

+ کوتلاس ; ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۳۱
comment نظرات ()

4

مگی: «می‏دونی من چه احساسی دارم؟ همیشه حس می‏کنم مثل یه گربه روی یه شیروونی داغم.»
بریک: «پس از روی شیروونی بپر پایین مگی، گربه‏ها از روی شیروونی می‏پرن پایین و هیچ صدمه‏ای نمی‏بینن. این کارو بکن. بپر.»
مگی: «بپرم کجا؟ به چه امیدی؟»

Film Title: [Cat On A Hot Tin Roof - 1958]
Director: [Richard Brooks]
Writer: [Richard Brooks]

+ کوتلاس ; ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢۸
comment نظرات ()

3

پدر: «تو میری که دنیا رو واسه دموکراسی امن کنی.»
جو 10 ساله: «دموکراسی چیه؟»
پدر: «خب... این هیچوقت واسه خودمم روشن نشد. در واقع معتقدم که اینم شبیه بقیه اشکال حکومته، چیزیه که به کار گرفته میشه تا بخاطرش جوونا همدیگه رو بکشن.»

Film Title: [Johnny Got His Gun - 1971]
Director: [Dalton Trumbo]
Writer: [Dalton Trumbo]

+ کوتلاس ; ٥:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢٥
comment نظرات ()

2

ماریان: «دوست دارم... دوست دارم...»
ژان پاول: «چرند نگو.»

Film Title: [La Piscine - 1969]
Director: [Jacqures Deray]
Writer: [Jean-Claude Carrière]

+ کوتلاس ; ۸:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢٢
comment نظرات ()

1

دیزی: «تو خیلی جوونی.»
بنجامین باتن: «فقط ظاهریه.»

Film Title: [The Curious Case Of Benjamin Button - 2008]
Director: [David Fincher]
Writer: [Eric Roth]

+ کوتلاس ; ٤:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱٩
comment نظرات ()